X
تبلیغات
رایتل
text

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنج‌شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1391


سلام

حاله شما؟

الکی نگو میدونم که  موکتش نکردین.


تو تاکسی  تو فریدون کنار تو تاکسی

رفیقم هم کنارمه

این رفیقم خیلی شاد و پرانرژیه

همیشه بهش گفتم خوشبحالت از اینکه اینقدر شادی

همیشه گفتم که ای کاش منم مثل تو اینقدر انرژی داشتیم

بسه زیاد تعریفشو کردم بینیم داره بزرگ میشه

از راننده سوال می کنم:

آقا شرمنده سازمان آتش نشانی اینجا  سوئیت داره؟

واسه همکارا

آخه ما خودمون سوئیت داریم

واسه مهمونامون

واسه همکارایی که از شهرایه دیگه میان نیشابور

بنده خدا منو از تو آینه نگا میکنه ومیگه:

نه آقا اینجا سوئیت ندارن

مگه شما آتش نشانین؟

آره من آتش نشانم

بنده کلی راهنمایی کرد ما رو

یه جورایی حس کردم واسش انگار جالب بود

از اینکه گفته بودم آتش نشانم

هر کار کردم پوله کرایه رو ازم نگرفت

----------------

پ ن : واسم جالب بود   یه برخورد جدید با آدم بواسطه حرفش تجربه جدیدی بود

پ ن : وقتی راننده پوله کرایه رو ازم نگرفت فک کردم خوابم

میخواستم یه مشت بکوبم به بینی رفیقم تا از خواب پاشم

اما تا چِشَم به بینی براقش افتاد نور چشمو زد

متوجه شدم بیدارم




طبقه بندی:
ارسال توسط آبتین
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

قالب وبلاگ

ابزار هدایت به بالای صفحه

Online User