X
تبلیغات
رایتل
text

بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 23 مرداد‌ماه سال 1391


سلام علیکم

و رحمت خداوند بر شماباد

حال شما؟

باشه میدونم موکتش نکردین

خدمت با سعادتتون عرض کنم که

امتحانات پایان ترمه

میرم خونه  بچه ها

2 تاشون ناراحتن

چی شده بابا؟ کشتی هاتون آبرفته

نه آبتین میدونی چی شده؟

نه بگین خب بابا

هیچی امروز ازمون تقلب گرفتن

تقلب گرفتن؟

چندبار گفتم نکنین اینکاراتونو؟ گوش بهحرف بزرگترتون گوش نمی دین دیگه

اینم نتیجش

رفتم تو اطاق پشتی نشستم تا جزومو مرورکنم

صدا زدم

حالا چه جوری تقلب زده بودین؟

هیچی کف دسمون نوشته بودیم

گیر داده بود که مشتتو باز کن

اعصابمو خورد کرد

توهمین حینیه  فکریبه ذهنم رسید

به رفقا  گفتم اصلا ناراحت نباشین

میدونم چی کار کنم

یه  کاری کنم که خانم بد اخلاقه

همون مراقبه حساب کار دسش بیاد

اصلا ضایش میکنم

پرسیدن:آبتین میخوای چی کار کنی

گفتم یه لحظه

بداز 5دقیقه رفتم پیششون

حالت زمان امتحان رو به خودم گرفتم

نشستم

به رفیقم گفتم تو مراقب باش مثلا همون خانم بداخلاقه

گفتم امروز رفتم سر جلسه

هی کف دسته چپم رونگا می کنم

خلاصه یه کاری میکنم که مشکوک شه وبیاد جلو

خب حالا تو بیا جلو به من گیر بده

آقا کف دستت رو باز کن

من من خانم  با منین

بله با شمایم

خانم اخه واسه چی؟

من تقلب میکنم

میگم کف دست رو باز کن آقا

بد یه هو کف دستم  روبه سمت رفیقم باز کردمو 

کلی خندیدیم

ازطرحم خوششون اومد

گفتن ای ول تلافی کن

صورت مراقب رو تجسم میکردیما از خنده رو زمین دراز کش می شدیم

وارد جلسه امتحانی میشم

هر کارکردم که خانمه به من شک کنه که تقلب می کنم بیاد جلو نقشه رو عملی کنم

نیومد که نیومد

اینجای که می گم

چاهو اول واسه خودت بکن بد واسه یکی دیگه

درس گفتم

نزدیک بود یادم بره

اینم نقاشی کفه دستم




پ ن : نداریم


طبقه بندی:
ارسال توسط آبتین
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

قالب وبلاگ

ابزار هدایت به بالای صفحه

Online User