X
تبلیغات
رایتل
text

بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 3 مهر‌ماه سال 1391

سلام

حالت ؟ احوالت؟

خوبی؟

بعدازظهره و من تو آشیانه ایستگاه

قاسم آقا میاد و حسین رو صدا میزنه

حسین   حسین

بریم  یه مورد مزاحمت مار اعلام شده

رو به قاسم می کنم و میگم شما میرین؟

بله میریم

با خنده میگم:

عجب ایستگاهه باحالیه ها

شما مامور حریقین

ماموریتایی که ما باید بریم و شما میرین

خلاصه میرن و میان

مار رو هم تو یه بطری کردن و نشون ما میدن

رو به قاسم می کنم و میگم:

خدایی چجوری روتون شد این مارو دستتون بگیرین و بیان

نشون ما بدین

این ماره؟

این کرم خاکیه  تکامل یافتس قاسم جان

تو سالن نشستیم

قاسم در بطری و باز می کنه و

مار کوچولو میاد بیرون

رو میز

چه جالب  رو  سطح صاف نمیتونه حرکت کنه

فکرش رو بکنین درجا میزنه

خنده داره

رحمم میاد میگم:

گناه داره بهش نخندین

میرم بگیرمش  که خودشو به فرش میرسونه و یه گوشه دیوار

خودشو از خجالت  یه گوشه جمع می کنه



پ ن : چشاشو نگا کنین





طبقه بندی:
ارسال توسط آبتین
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبمستر

عکس

دانلود

قالب وبلاگ

ابزار هدایت به بالای صفحه

Online User