
سلام
خدمتتون عرض کنم که تو دانشگاه مشغول تدریس بودم
روزهای پایانی ترم بود
آخر کلاس نکات مهم و امتحانی رو به دانشجویان گوش زد میکردم
ادامه مطلب ...
سلام و وقت بخیر
با این یکی عکسم کلی حال می کنم وقتی میبینمش
اسمش رو گذاشتم ستایش
البته یه خورده روش کار کردم(یه قلب آتیشی اضافه کردم به تصویرم)
یادش بخیر
علم کوه گرده المانها
زحمت گرفتن این عکس و مربی عزیزم جناب فتحی کشیدن
۷ ۸ تا عکس گرفتن که زیباترینش این شد

سلام
خوبین؟
شکرستان
نمی دونم چی جوری شرو کنم
این همه توصیه این همه علائم
مقصر بچه ها نیستن
مقصر ما برگترهاییم بله بله
ای کاش که اصلاْ حادثه ای نبود تا وبلاگی به اسم خاطرات یک آتش نشان هم نبود و من هیچ وقت داغ مادری رو ثبت نمی کردم سخته
سخته اشک ریختن پدر رو ثبت کردن سخته
ادامه مطلب ...

سلام
وارد واحد اداری سازمان میشم
جناب سلیمان مسئول روابط عمومی صدام میزنن
آبیتن بیا اینجا
یه فایل و نشونم میدن و میگن که ازت میخوام این متنو رو وبلاگت منتشر کنی
منم با خنده میگم که اول باید بخونمش شاید یه سری جاهاش نیاز به سانسور داشته باشه 
اینم متن دوستمون بدون سانسور
ادامه مطلب ...

سلام
پنجشنبه شب جای دوستان خالی ساحل محمود آباد بودم
حس رفتن تو آب رو نداشتم
یه حس غریبی بود غریب
بر روی سنگریزه های کنار ساحل که مثل یه فرش مخملی با طرحی زیبا و هارمونی رنگ جذاب که شاهکار دوست عزیزم / پروردگارم بود آرام دراز کشیدم رو به آسمان در درون دلم فریاد زدم خداجون دوست دارم و آرام چشمانم را بستم و امواج دریا هم به تارهای ساحل چنگ میزدند و برایم زیباترین موسیقی دریا را نواختند
ساحل آرامش را به من هدیه داد هدیه ای زیبا
پ ن : و از اموج خواستم که آنها هم واسه دوست عزیزم دعا کنن / شما هم دعا کنین

سلام علیکم و رحمه الله
احوال شما ؟
همه خوبن؟
هی بدکی نیستیم نفسی می آید خدا را سپاس
آملم و مشغول جواب پس دادن دیگه
امتحانات پایان ترم
کل ترم 3 4 بار بیشتر سر کلاسا نبودم
البته موجه ها با اساتید هماهنگم
بقیه مرتب تو کلاسا شرکت داشتن
4 تا از خان ها رو پشت سر گذاشتم
تا بعد ببینیم چی چی میشه
راستی دعا یادتون نره

سلام
ممنونم
شما خوبین؟
وقتی این تصویر رو دیدم فقط رو به خدا کردم و گفتم:
ادامه مطلب ...

سلام
خوبین؟
مدتی میشه که ننوشتم
سپاسگزارم از عزیزانی که با ایمیل های زیباشون جویای حال ما بودن و می نوشتین
آبتین کجایی؟ بنویس دیگه؟
چشم می نویسم